در طی دهه اخیر شاهد نوعی پسرفت دولت بودیم. ناتوانی در گشایش های سیاسی و اجتماعی، ناکامی های اقتصادی، رشد روز افزون فساد اقتصادی تنها برخی از عوامل موثری هستند که به وضعیتی منجر شده اند که می توان از آن به عنوان «پسرفت دولت» یاد کرد.
دولت هم در حوزه ایدئولوژیک و گفتمانی در حال پسروی است، هم در حوزه رسانه، هم در حوزه مشروعیت مردمی و هم در سایر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی.
مهمترین حوزه پسروی، تضعیف و فرسودگی دستگاه هژمونیک دولت است. تشیع و اسلام که پس از انقلاب ۵۷ نقش کلیدی در شکل گیری هژمونی دولت داشتند به جد تضعیف و فرسوده شده اند و جایگزین قابل اعتنایی نیز ندارند.
جنبش ۷۶ و برآمدن خاتمی نوعی رفرم در این هژمونی بود که از دل روشنفکری دینی برآمد. این رفرم با تصلب قدرت ناکام ماند (حداقل از منظر سابژکتیو) و توانایی خود را از دست داد.
ظهور احمدی نژاد یکی از محصولات پسروی نهاد دولت بود. در سالهای آخر دولت نهم، احمدی نژاد و تیمش که متوجه این پسرفت شده بودند، دنبال احیاء نسخه ای از ملی گرایی به عنوان یک آلترناتیو و متوقف کردن این پسرفت بودند که آن نیز ناکام ماند.
با توجه به تعدد قرائت های موجود و تعارض و تضاد این قرائت ها، به جز ملی گرایی افراطی پهلوی-آریایی که قادر به بسیج کردن بخشی از طبقه متوسط و فقیر نشین شهری و مرکز نشین است، دیگر نسخه ها فاقد پتانسیل و توان جدی برای رفوی هژمونی دولت هستند.
رشد شبکه های اجتماعی انحصار رسانه ای دولت را شکست. شبکه های اجتماعی یک پسروی جدی برای نهاد دولت به دنبال داشتند که دولتمردان کماکان از درک عمق فاجعه ناتوان هستند.
محدود شدن صادرات نفت نیز به پسرفت اقتصادی دولت منجر شده است.
با پسرفت دولت، به ویژه استهلاک هژمونیک، و فقدان جایگزین جدی، به نظر می رسد که به تدریج شاهد رخدادهای بیشتری مانند دی ۹۷ باشیم: موج هایی از کنش های خیابانی، تظاهرات و درگیری.
استهلاک هژمونیک به تدریج به رشد آلترناتیوهای فراوان (به ویژه در حاشیه) منجر می شود. روندی که هم اکنون نیز آغاز شده است: قرائت های مختلف از هویت، از سیاست، از دولت، از جامعه. و تا زمانی که دولت در این مرگ مغزی به سر ببرد رشد آلترناتیوها تداوم خواهد یافت.
در آلترناتیوها هم خوب داریم و هم بد. اما یکی از خطرناک ترین آلترناتیوهایی که می تواند رشد کند ملی گرایی افراطی و هویت های مرگبار است.
با گذشت زمان، و از بین رفتن سلطه و ابزار ایدئولوژیک حکومت، اگر بخواهیم آلتوسری موضوع را تحلیل کنیم، دولت مجبور خواهد شد روز به روز بر دستگاه سرکوب تکیه بیشتری بکند تا این پسرفتگی را جبران نماید. این تنها راه باقی مانده برای دولت در دوره مرگ مغزی است: سرکوب بیشتر، بازداشت بیشتر و انسداد سیاسی بیشتر.
هسته مرکزی قدرت ممکن است به این سمت برود که قدرت را متمرکزتر سازد. به سوی نسخه ای اقتدارگرایانه تر برود تا به نیازهای آنی مردم پاسخ دهد و از این تشتت خارج شود. اگر عمق پسرفت و دلایل آن را متوجه شویم به این نتیجه خواهیم رسید که آن نیز توفیقی نخواهد داشت.
«اگر میپسندید، با دوستان خود به اشتراک بگذارید.»
به کانال ریزوم بپیوندید.